چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۹۰ ه‍.ش.

باحال ترین سکس من

شیرین ترین سکسی که داشتم مربوط میشه به چند سال پیش تو ویلامون تو بابلسر
با خونوادمون رفته بودیم اونجا و یکی از شبها که از تنهایی  حوصله ام سر رفته بود حدود دو شب رفتم کوشه حیاط رو به دریا زیر درخت نارون نشسته بودم که یه صدایی به گوشم خورد صدای پچ پچ دو نفر بود جلوتر رفتم دیدم رضا پسر سرایدارمونه (که هیچوقت آدم حسابش نمیکردم) کنار دیوار داره با دختر سرایدار ویلا بغلی حرف میزنن
کنجکاو شدم و یواشکی به حرفهاشون گوش کردم دیدم داره به دختره التماس میکنه که اجازه بده یدونه بوسش کنه وای دختره اونقدر زشت بود که من هیچوقت بهش نگاه نمیکردم حالا رضا بهش التماس میکرد و دختره با غرور و تکبر اونو کوچیک میکرد و بهش نمیداد
خیلی دلم به حال رضا سوخت کمی بعد دختره با همون غرور رفت و رضا با یه بغض خاصی ناکام همونجا نشست
یهو کرمم گرفت روی دختره رو کم کنم واسه همین رفتم پیش رضا و سلام کردم تا منو دید یکمتر از جاش پرید و با دست پاچگی و تعجب سلام کرد آخه من هیچوقت حتی جواب سلامشم نمیدادم
گفت اینوقت شب اینجا ؟ با من کاری دارین؟ گفتم آره گفت بفرما
گفتم میخوام برم دریا اما میترسم با من بیا
چشماش از حدقه زده بود بیرون گفت من ؟؟
گفتم آره زود باش باهم اومد و رفتم لب ساحل که با دیوار ویلامون چهار پنج متر بیشتر فاصله نداشت نشستم لب ساحل و بهش گفتم خیلی خسته ام بیا شونه هامو ماساژ بده
قیافش خنده دار شده بود مثل جن زده ها با نهیب من اومد جلو و با یه وضع خنده داری شروع کرد بعد یه مدت دستشو گرفت و کشیدم رو سینه هام
داشت میمرد از تعجب بهش گفتم فشار بده اول با ترس شروع کرد اما که یکم سینه هامو مالید خوشش اومد و خودش شروع کرد به مالیدن
یکم که سینه هامو مالید حشرم بالا زد دستشو گرفتم و از در پشت رفتیم تو اتاق من و درو از پشت قفل کردم با هم رو تخت نشستیم
با اشوه بهش گفتم تاحالا سکس کردی سرخ شد سرشو پایین انداخت و گفت نه
بیچاره راست میگفت بعدا فهمیدم راست میگفت بهش گفتم دختر از من خوشگلتر و نازتر دیدی گفت نه گفتم پس اولین سکستو شروع کن
هاج و واج نگام کرد و گفت چکار کنم
گفتم یعنی نمیدونی گفت نه
گفتم بزار خودم یادت میدم
خوابوندمش روی تخت و خودمو انداختم روش و شروع کردم به لب گرفتن اونم یواش یواش با یه وضع کاملا ناشیانه شروع کرد به خوردن لبم
هنوز چند ثانیه نشده بود که یه چیز سفتو احساس کردم که داره بهم میخوره دستمو بردم پایین دیدم کیرش داره بلند میشه
چند لحظه گذشت دیدم همینطور کیرش داره رشد میکنه از روش بلند شدم و فوری شلوارشو دادم پایین
وای کیرش اونقدر بزرگ بود که تا به حال کیر به اون بزرگی ندیده بودم بهش گفتم با تمام جونم افتادم به جون کیرش و با تمام وجودم براش ساک زدم تمتم سلولهای تنم اون کیرو طلب میکرد کیر بزرگ و کلفت و سفت
بلند شدمو و لباسهای همو دیرآوردیمو بعد رو تخت نشستمو پاهامو باز کردمو گفتم حالا تو بخور
اونم شروع کرد به لیس زدن کس من اما اصلا بلد نبود و نمیدونست چجوری باید کسم رو بخوره
حوصلم سر رفت و هم اینکه نمیتونستم صبر کنم دلم میخواس اون کیر زودتر منو بکنه که گفتم ولش کن فقط بیا منو بکن که دارم میمیرم دراز کشیدمو اونم اومد روم کیرشو گرفتمو گذاشتم دم سوراخم اونم با یه فشار گذاشت تو داشتم پاره میشدم کیر نبود که بلای جون بود آروم آروم شروع کرد به حرکت دادن کیرش تو کسم که گفتم این چه وضعیه کس به این خوبیو حروم کردی سریتر باش محکم بزن اونم یواش یواش سرعتشو بیشتر کرد و من فقط تو گوشش میگفتم محکمتر محکمتر و اونم شروع کرد به تلمبه زدم
پاره شدم بعد یه مدت استادو گفت میشه یه خواهشی کنم با اخم گفتم بگو
گفت میشه کون شمارو بکنم
سرش داد زدمو گفتم تو این کیرو میخوای بکنی تو کونم؟ مگه از جونم سیر شدم اما یهو دل خودم خواست و گفتم اگه پررو نشی اره کون هم بهت میدم
اینو گفتمو برگشتم و کونمو آوردم بالا اونم کیرشو تفی کردو گذاشت سر سوراخم و اما هرچی فشار میداد تو نمیرفت من تا اون روز کون هم خیلی داده بودم اما اون کیر اصلا نمیخواست تو کونم بره
بعد کلی تلاشو البته درد کشیدن من سر کیرش رفت تو کونم دنیا واسم بیهوش شد و نیمه حال شدم
که اون بیانصاف حریصانه شروع کرد به بیشتر فشار آوردن تا اینکه آخر کیرشو تا ته داد تو کونم و شروع کرد به کردن هنوز چندتایی تلمبه نزده بود که یه تکون به خودم دادمو کیرشو از کونم در آوردم
با هزار درد و بدبختی چرخیدمو گفتم بسته بیا همون کسمو بکن اونم دوباره شروع کرد با اون کیر نازش کسمو کردن اونقدر بهم حال میداد که بعد از چند دقیقه ارضا شدم وای که چه ارضا شدنی حسابی حال کردم بهش گفتم بیا سینه هامو بکن تا آبت بیاد
با دست سینه های بزرگمو بهم فشار دادمو اونم گذاشت لای سینه هامو بعد از چندتا عقب و جلو کردن کل آبشو پاشید لای سینه ها و تو صورتم
کیرشو قاپیدمو کردم تو دهنمو بقیه آبشو خوردم
بعد هم بلن شد بعد یه مدتی رفت
پا شدم برم دوش بگیرم اما از درد کون نمیتونستم تکون بخورم که همونجوری با اون وضع تا لنگ ظهر خوابیدم
بعد اون ماجرا رضا هشت بار دیگه منو کرد